ندای آزادی
دشمن برای رفتن تو یک بهانه کرد
دامی بچید و میهن ما را نشانه کرد
رفتی به باغ و خانه و ده و دیار ما
گرگ و کُلاغ و کرگس و کفتار خانه کرد
دیشب به شاخ بید و سپیدار گردنه
خفّاش و جُغد بار دیگر آشیانه کرد
بعد از تو یار و یاور و هم فکر و همدمت
تابوت خود به جان و دل خویش شانه کرد
مدّاحِ عصر با همه تاب و توان خویش
القصّه یاد و خاطره ات را فسانه کرد
روزی ندایی برحقِ آزادیی ترا
نسلی سرود و نسل پسینش ترانه کرد
فضل احد احدی 16 / 6 / 1394
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت 16:35 توسط فضل احد احدی
|
سلام دوستان فضل احد احدی هستم . درسال ۱۳۵۹ خورشیدی در روستای زیبا و دیدنی کرامان ولسوالی دره ولایت پنجشیر تولد یافتم. درسال ۱۳6۴ شامل مکتب نسوان گذرگاه کابل شدم و در سال ۱۳۷۶ از لیسه عالی کرامان پنجشیر فراغت حاصل نمودم .درسال ۱۳۸۱ شامل دانشگاه کابل شدم و درسال ۱۳۸۴ از دیپارتمنت تیاتر و سینما دانشکده ی هنرهای زیباه بدرجه ی عالی فارغ شدم. سند فوق لیسانس ( ماستری) ام را از دانشگاه فرهنگ جمهوری تاجیکستان بدست آوردم. از سال 1385 تا اکنون استاد دانشکداه هنرهای زیبا هستم.