دشمن برای رفتن تو یک بهانه کرد
دامی بچید و میهن ما را نشانه کرد

رفتی به باغ و خانه و ده و دیار ما
گرگ و کُلاغ و کرگس و کفتار خانه کرد

دیشب به شاخ بید و سپیدار گردنه
خفّاش و جُغد بار دیگر آشیانه کرد

بعد از تو یار و یاور و هم فکر و همدمت
تابوت خود به جان و دل خویش شانه کرد

مدّاحِ عصر با همه تاب و توان خویش
القصّه یاد و خاطره ات را فسانه کرد

روزی ندایی برحقِ آزادیی ترا
نسلی سرود و نسل پسینش ترانه کرد
فضل احد احدی 16 / 6 / 1394