دم ز هر خاشاك و خار و خرده كاه و خس مزن
لاف آزادي كنار ِميله اي محبس مزن

غنچه اي نشگفته را هرگز نباشد رنگ و بو
پس حديث عشق با هر آدم و هر كس مزن

رمز پرواز كبوتر دان و بالِ عندليب
ديگر حرفي از بلند پروازيي كرگس مزن

كم بگو، كوتاه بگو، موزون و جاافتاده گو
حرف ناسنجيده و ناپخته و نارس مزن

بر حقارت از كسي هرگز مخواه آب حيات
صبر را خود پيشه كن سر بر درِ ناكس مزن

بر سر قول و قرارت همچو كوه ايستاده باش
حرف نامعلوم و نامفهوم و دلواپس مزن

گر نداري تابِ پيوندِ قباي پاره را
پس دمي از ارزش و رُخشانيي اطلس مزن
فضل احد احدي. / ٣ / ٨ / ١٣٩٤